×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


شهدای نیشابور

آخرین اخبار

» جوان (18 تا 35) » شهيد عباسعلي دهنوي

تاریخ انتشار : 1396/07/23 - 19:39

 کد خبر: 470
 134 بازدید

شهید عباسعلي دهنوي

شهيد عباسعلي دهنوي

اطلاعات کامل شهید عباسعلي دهنوي

شهيد عباسعلي دهنوي
نام پدر : غلامرضا
محل و تاريخ ولادت : 2/2/1334 روستای دهنوخالصه
محل و تاريخ شهادت : 22/12/1363 جزیره مجنون
مزار شهید : روستای دهنوخالصه


شهيد عباسعلي دهنوي نام پدر : غلامرضا محل و تاريخ ولادت : 2/2/1334 روستای دهنوخالصه محل و تاريخ شهادت : 22/12/1363 جزیره مجنون محل دفن : روستای دهنوخالصه

به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان با شهادت به وحدانيت خدا و با شهادت به رسالت پيامبر اكرم حضرت محمد (ص) و با درود و سلام بي پايان به روان پاك شهيدان به خون خفتة اسلام .به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان با شهادت به وحدانيت خدا و با شهادت به رسالت پيامبر اكرم حضرت محمد (ص) و با درود و سلام بي پايان به روان پاك شهيدان به خون خفتة اسلام .خداوند به من در اين لحظه هاي آخر كه انتظار فرمان يورش بر دشمن را مي‌‌كشيدم توفيق عنايت كرد كه اين جملات رابه عنوان نامه ويا آخرين خواسته هايم، شايد هم اولين خواسته هايم به خانواده ام و برادران پشت جبهه بنويسم .خدايا ! من تو را سپاس مي گويم كه به من توفيق عنايت كردي كه در حدّ پرستش تو را بشناسم . الها ! معبودا ! من تو را شكر مي كنم كه به من لطف نمودي تا عاشقت شوم و خدايا ! به بخشندگيت تو را قسم كه اين توفيق را عنايت كن تا براي رسيدن به تو دشت‌‌ها و كوه ها را در نوردم .بار الها ! جهان آفرينا ! ياريم كن تا در راه تو تا آن زمان كه مقرّر داشته اي در عالم وجود باشم ، ثابت قدم و استوار در راه نيكان و در نبرد با آنان كه تو را نفي كرده و مي‌‌كنند باقي بمانم . خدايا ! تو كه خميني عزيز را نايب مهديت قرارش دادي ، به سربازانش تواني ده تا اين جنگ و جنگ هاي احتمالي آيندة اسلام با كفر را به پيروزي به پايان رسانند و خدايا ! تو كه به من توفيق دادي تا در نبرد با ريشه هاي كفر و استعمار و استكبار ، گوش به نداي رهبرم «خميني» باشم ، تواني ده تا افتخاري ديگر به افتخارات سرخ مكتبم «اسلام» بيفزايم .شما اي عزيزان رزمنده ! آن زمان كه پس از فتح به عراق پا نهاديد به خواهر و مادر عرب زبان ، پس از آن كه زنجيرهاي اسارت را از دوش آنها برداشتيد ، آنگاه كه غباربندگي را ازچهرة آنهازدوديد به آنها بگوييد غارت هاو جنايت هاي فرزندانشان را . اي عزيزان رزمنده ! آنگاه كه زنجيرهاي اسارت خواهران عرب زبان را از بازوهاي آنان زدوديد به آنها بگوييد كه برادران عراقي چگونه به مادران و خواهران شهرها و روستاهاي جنوب و غرب كشور ما تجاوز كردند . به آنها بگوييد كه چرا قلب سيـاه و غبار گرفتة فرزندانشان را هدف قرار داديم . آنگاه كه دوستانه در كنار آنها نشستيد به آنها بگوييد كه ما سلاح را نه براي غارت و تجاوز و نه براي ايجاد ظلم و ستم بلكه ، بلكه براي احياي قسط و عدل به دست گرفتيم و بگوييد كه به ميل خود ماشة سلاحمان را نفشرديم بلكه به فرمان پروردگارمان بود . عزيزان رزمنده ! آنگاه كه با قمقمه هاي خالي از آب ، سلاح بر دوش و صورت غبار گرفته از جنگ ، به حرم اباعبدالله راه يافتيد ، ما را هم به ياد آوريد .اي عزيزان رزمنده ! اي جماعت وفادار به انقلاب و امام ! آنگاه كه پس از زيارت كربلا به همراهي ملّت محروم عراق، بيت‌‌المقدّس‌‌را اززير يوغ چكمه هاي استكبار نجات داديد،درصف نمازجماعت، به امامت امام بزرگوارمارا هم به ياد آوريد.و شما اي شهيدان ! اي صدّيقان ! آنگاه كه در درياي خون وضو ساختيد و به نماز ايستاديد با چه خلوصي در قنوت ، فرياد برآورديد « اللهم اكرمنا توفيق الشهاده» كه خداوند ، فريادتان را اجابت كرد .هان اي شهيدان ! آنگاه كه ما غرق در خواب بوديم ، شما در نماز شب چگونه با خدا سخن گفتيد كه شما را به حضور فرا خواند ؟اي شهيدان ! اي ياران و اي همراهان ! در زيارت عاشورا ، شما با حسين(ع) چه گفتيد كه كربلائي شديد و ما را تنها گذاشتيد ؟و شما اي امّت قهرمان و ايثارگر ايران ! من يك پاسدارم و با شما سخني دارم نه پيامي . بياييد همه با هم ، همدوش و همراه در راه آرمان شهيدان حركت كنيم و نگذاريم كه زحمات و ايثارگري هاي اين عزيزان هرز رود كه ما مسئول خواهيم بود و بازخواست خواهيم شد . بياييد قدر اين پيروزي هاي بزرگ را كه كه توسط شهيدان به ما به ارمغان رسيده بدانيم و از اين افتخارات عظيم پاسداري كنيم . بياييد  نداي بزرگان را بشنويم ، برخيزيم و خفتگان را پيدا كنيم . بيا خدا را حمد و ثناگو باشيم كه روح الله خميني بت شكن را بر ما رهبر قرارش داد و به خاطر اين نعمت بزرگ ، خداي بخشنده را شكر كنيم . بياييد گوش به نداهاي پيامبرگونة وي باشيم و پيام فرحبخش و عطرآگين رهبر را به گوش جهانيان برسانيم . بياييد از ناسپاسي ها بپرهيزيم كه در غير اين صورت غذاب هاي الهي ، پي در پي گريبانمان را خواهد گرفت .عزيزان ! اين جملات را من در حالي مي نويسم كه سكوت شب را فقط غرّش انفجار موشك ها و خمپاره ها مي شكند در حالي كه به امام ، به ملّت عزيز ، به شما ايثارگران خطّ توحيد مي انديشم ، شليك و انفجار گلوله اي مرا نهيب مي زند كه عاقبت هر انساني و هر موجودي به خدا بر خواهد گشت و مرگ ، گريبان همة انسان ها را فرا خواهد گرفت . اين سخن را فراوان شنيده ام در همين حال است كه به ياد گفتة برادر شهيدم حسين دهنوي ، كسي كه مثل يك چراغ سوخت و به جامعه روشني بخشيد مي افتم كه مي گفت انسان ها عاقبت خواهند مرد پس حال كه ما مي ميريم چرا در راه خداوند با خمپاره ها و گلوله قطعه قطعه نشويم ، اينجاست كه من هم مي گويم «اللهم اجعل محياي محيا محمد و آل محمد و مماتي ممات محمد و آل محمد »خدايا ! زندگي من را مثل زندگي محمد و آل محمد قرار ده و مرگ مرا هم مثل مرگ محمد و آل محمد قرار ده .و امّا شما اي خانواده ام ! پدرم و مادرم ! تا كنون شما دو نفر از برادرانم را به انقلاب تقديم داشته ايد كه يك شهيد و يك معلول ، گواهي اين هديه و صداقت شما است . شما به من ثابت كرديد كه صابر هستيد . در فراغ علي و در داغ ولي صبر كرديد و آنگاه هم كه از اين بيمارستان به آن بيمارستان به دنبال برادر ديگرم بوديد از خود پايداري نشان داديد و به اين خاطر كه فرزنداني همچون علي و محمد علي درراه خداوند تقديم كرديد . رحمت خداوند بر شما باد و مبادا ناخواسته غرور بر شما غالب شود مخصوصاً اگر خدا خواست و من دومين شهيد آن خانه بودم . مبادا كه صبر از شما فرار كند . آنچنان صبر را مهار كنيد با ذكر خدا كه او رام و مطيع ، در همه جا با شما همراه باشد .مادرم ! پدر و همسرم ! اگر چنانچه به خواست خدا من شهيد شدم ، چه اينكه پيكر بي جانم به طرف شما آمد و يا نيامد من دوست ندارم كه به فرزندانم آنگاه كه مي‌‌گويند باباي ما كجاست بگوييد به سفر رفته و باز خواهد گشت و براي شما هديه‌‌هايي بس زيبا به ارمغان خواهد آورد . نه ، هرگز چنين جملاتي را هر چند به مصلحت ، به آنها نگوييد . وقتي كه فرزندانم دامن شما را مي گيرند و مي گويند باباي ما كجاست بگوييد كه او از مرداب فرار كرد … در حالي كه صحنه هاي جنگ را براي آنها ترسيم مي كنيد بگوييد كه او براي رفع هر گونه تجاوز ، غارت ، استعمار و استبداد بر دشمن مي‌‌خروشد . بگوييد او هجرت كرده تا مثل ديگر شهيدان افتخاري ديگر بر افتخارات سرخ مكتبمان بيفزايد … بگوييد كه او (پدرت) در باتلاق هاي هورالعظيم (عرب) و كوه هاي بمبو و كاني مانگاه و سنگ معدن به ياري خدايش و به همراهي يارانش ، ستون هاي نيمه شكستة ظلم و استبداد و استعمار را در هم مي شكند .مادرم ، پدرم ، خواهران و برادران و همسرم ! من نمي گويم كه شما آنگاه كه با خبر مرگ من مواجه شديد گريه نكنيد امّا نگذاريد آنان كه دوست داشتند شما را در فراغ من نالان ببينند ، به خواسته هاي نفساني خود برسند . اين را بدانيد كه فرزند ، نزد پدر و مادر امانت است . مادر و پدر نسبت به فرزند يك امانتداراست و خداوند هر وقت بخواهد اين امانت را را پس خواهد گرفت.من از خانواده ام مخصوصاً مادرم مي خواهم آنگاه كه با خبر شهادت من مواجه شدند ، سورة مباركة الواقعه را تلاوت كنيد و تو مادر ! وقتي كه به آية لو نشاء جعلناه اجاجا فلولا تشكرون رسيدي به خاطر اين نعماتي كه خداوند به تو عنايت كرده در رابطه با اين نعمت ها فكر كن تا به آخر سوره برسي كه مي بيني نوشته فسبح باسم ربك العظيم  به خاطر اين نعمت ها خداي را تسبيح گوي .در پايان سلام گرم خودم را خدمت همة شما عزيزان روانه مي كنم … همة شما را به خداي مهربان مي سپارم . از همة شما مي خواهم كه مرا ببخشيد …

خدايا خدايا تا انقلاب مهدي (عج) خميني را نگهدار

پاسدار عباسعلي دهنويبه

تاريخ  28/8/1362


منتخب وصیت نامه:

معبودا ! من تو را شكر مي كنم كه به من لطف نمودي تا عاشقت شوم و خدايا ! به بخشندگيت تو را قسم كه اين توفيق را عنايت كن تا براي رسيدن به تو دشت ها و كوه ها را در نوردم .


عزيزان ! اين جملات را من در حالي مي نويسم كه سكوت شب را فقط غرّش انفجار موشك ها و خمپاره ها مي شكند در حالي كه به امام ، به ملّت عزيز ، به شما ايثارگران خطّ توحيد مي انديشم ، شليك و انفجار گلوله اي مرا نهيب مي‌‌زند كه عاقبت هر انساني و هر موجودي به خدا بر خواهد گشت و مرگ ، گريبان همة انسان ها را فرا خواهد گرفت


منبع: پیام رسانان 230 شهید نیشابور



ارسال دیدگاه