×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی سایدبار


شهدای نیشابور

آخرین اخبار

» خاطرات » خاطره ای از برادر روشنک، درباره سردار شهید نورعلی شوشتری

تاریخ انتشار : 1396/07/07 - 10:19

 کد خبر: 292
 146 بازدید

خاطره ای از برادر روشنک، درباره سردار شهید نورعلی شوشتری

خاطره ای از برادر روشنک، مسؤول گزینش نیروی سپاه نیشابور در اوایل انقلاب: در باره سردار شهید نورعلی شوشتری : اوایل انقلاب و تشکیل سپاه، توی سپاه نیشابور مسؤول پذیرش نیرو بودم. یک روز دیدم از طرف فرماندۀ سپاه، سه نفر برای جذب و گزینش به من معرفی شدند. دو نفرشان را می¬شناختم؛ اما نفر […]

خاطره ای از برادر روشنک، مسؤول گزینش نیروی سپاه نیشابور در اوایل انقلاب: در باره سردار شهید نورعلی شوشتری :
اوایل انقلاب و تشکیل سپاه، توی سپاه نیشابور مسؤول پذیرش نیرو بودم. یک روز دیدم از طرف فرماندۀ سپاه، سه نفر برای جذب و گزینش به من معرفی شدند. دو نفرشان را می¬شناختم؛ اما نفر سوم برایم ناآشنا بود. شخصی حدوداً سی¬ساله به نظر می¬رسید؛ با قامتی افراشته، ریش و زلفی بسیار بلند، شلوار جین و ظاهری روستایی. به ذهنم رسید که باید درباره¬اش تحقیق کنم. همان¬روز شیخ¬علی شوشتری که مسؤول سپاه بود، آمد سراغم و پرسید که چه شدند آن چندنفر؟ من هم گفتم که دو نفرشان جذب شدند و روی پرونده یکی¬ دیگر دارم کار می¬کنم. تأکید کرد که در مورد عضویت آن آقا هم اقدام کنید. آمدم چیزی بگویم اما آشیخ¬علی پیشاپیش حرفش را تأکید و تکرار کرد. این شد که چندروز بعد با یک بررسی و تحقیق محلی، آقای نورعلی شوشتری هم به عضویت رسمی سپاه درآمد. فکر می¬کنم روز آخر مهرماه سال58 بود. این تازه اول آشنایی ما بود. بعدها خیلی زود فهمیدم رمز تأکید فرمانده سپاه چه بود هر چه می¬گذشت ارادت بنده به او بیش¬تر می¬شد. او گوهر گران¬بهایی بود که به مرور شناخته شد تا به اوج رسید.



ارسال دیدگاه